دیروز با بابا و عمو امین رفتیم کوهپایه عمو اونجا کار داشت میخواست یه سر به ویلا بزنه و درخت هارو آب بده زود برگشتیم ولی خیلی خوش گذشت مخصوصا به تو ......اینقدر بازی کردی و تو عالم خودت ورجو وورجه کردی که خسته خسته شده بودی هرچی بطری بود از باغ جمع میکردی و میاوردی یه گوشه میذاشتی کلا تو دنیایه خودت بودی بعدشم که نرسیده به خونه خواب رفتی از خستگی.


عشق مامان و بابا...
ما را در سایت عشق مامان و بابا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 14:16